۱۵ دلیل برای نبود اعتماد در یک رابطه

0

نبود اعتماد در یک رابطه، آن را به سمت نابودی سوق می‌دهد. شما را از درون می‌خورد و بدتر از همه این است که می‌ترسید که در مورد آن با فردی که باید بتوانید به او اعتماد کنید، حرف بزنید.

در ادامه 15 دلیل برای نبود اعتماد در یک رابطه را توضیح می‌دهیم. 

آسیب‌های دوران کودکی

آسیب‌های دوران کودکی را به‌سختی می‌توان فراموش کرد. همه ما باورها و ترس‌هایی در مورد تفسیر سایرین از رفتارهایمان داریم. گاهی تجربه‌های دوران کودکی باورهای ما را خدشه‌دار می‌کنند. به‌عنوان مثال داشتن والدین سوء استفاده‌کننده یا حتی نبود یکی از آن‌ها در دوران کودکی، می‌تواند اعتماد ما به سایرین را سخت کند.

ترس از رها شدن

ترس از رها شدن می‌تواند باعث نبود اعتماد در رابطه شود. ما نمی‌توانیم تمام و کمال به کسی اعتماد کنیم، چون می‌ترسیم او روزی ما را رها خواهد کرد.

ارزش‌های متضاد

ریشه نبود اعتماد در رابطه می‌تواند به دلیل بودن در کنار فردی با دیدگاه‌ها و ارزش‌های متفاوت باشد. بدون تردید افراد متفاوت جذب یکدیگر می‌شوند اما ارزش‌های اصلی آن‌ها باید مشترک باشد.

افراد با ارزش‌های مشابه بهتر به یکدیگر اعتماد می‌کنند و بیشتر از رابطه خود راضی هستند. چون زمانی که ارزش‌ها یکسان نباشد، دو نفر نمی‌توانند آینده مشابهی را خلق کنند و به یکدیگر اعتماد داشته باشند.

سبک وابستگی

وابستگی افراد در روابط می‌تواند ایمن یا ناایمن باشد. ما در دوران کودکی از رابطه پدر و مادر خود یاد می‌گیریم. بنابراین اگر والدینی از نظر عاطفی متوجه نداشته‌ایم، ممکن است دائما از طرف مقابل بخواهیم ما را از عشق خود مطمئن کند.

متاسفانه افرادی که وابستگی ناایمن دارند، جذب یکدیگر می‌شوند که خود این موضوع یکی دیگر از دلایل نبود اعتماد در رابطه است. چون هر دو در دیگری چیزی را می‌بینند که خود ندارند و به جای حل مشکل، این موضوع باعث ایجاد اضطراب و میل دیگری برای ترک رابطه خواهد شد.

تحقیقات نشان می‌دهد که افراد وابسته مضطرب بیشتر احتمال دارد حسود باشند و به کسی اعتماد نکنند.

نیازهای برآورده نشده

خیانت می‌تواند یکی از دلایل نبود اعتماد در رابطه باشد. رفتار غیرعادی که علت آن می‌تواند نیازهای برآورده نشده باشد. به‌عنوان مثال اختلاف زمانی شکل می‌گیرد که یکی به صمیمیت فیزیکی و جنسی نیاز دارد و دیگری تنها بودن را ترجیح می‌دهد. به مرور زمان این موضوع افراد را از یکدیگر دور می‌کند.

اگر نیازهای افراد در خانه یا محیط کار برطرف نشود، در جای دیگری آن را برآورده می‌کنند که نتیجه آن نبود اعتماد در رابطه‌شان است.

انتظارهای غیرواقع‌گرایانه

روابطی که در آن‌ها اعتماد نقش ندارد ممکن است با فرضیه‌های اشتباه یا حتی این باور شروع شوند که طرف مقابل قدرت ذهن‌خوانی دارد. شاید یکی از زوجین بخواهد دیگری بدون این‌که چیزی او بگوید، کاری را برایش انجام دهد یا حس او را متوجه شود.

زمانی که چنین افکار اشتباهی در یک رابطه جاری است، جای تعجب ندارد که آن رابطه از کمبود اعتماد رنج ببرد. از طرفی به مرور زمان کنترل در روابط نیز تغییر می‌کند. اگر یکی از زوجین سعی کند دیگری را آن‌قدر تحت‌ نفوذ خود قرار دهد که احساس کند تحت کنترل است، نتیجه آن می‌تواند بی‌اعتمادی باشد.

رابطه سمی

نبود اعتماد در یک رابطه می‌تواند به علت سمی بودن آن رابطه باشد. روابط سمی معمولا با شک کردن و ایمن نبودن گره می‌خورند. نبود اعتماد در این روابط نشان می‌دهد که زوجین نمی‌توانند به یکدیگر تکیه کنند و دائما نسبت به رفتارها و توانایی‌های طرف مقابل شک دارند.

مواجه شدن با احساس طرد شدن اجتماعی

اگر در بخشی از زندگی خود از نظر اجتماعی طرد شدید، می‌ترسید که این اتفاق مجددا برایتان رخ دهد و در دراز مدت می‌تواند روی رفتار و شخصیت شما تاثیر بگذارد. ترس از طرد شدن اجتماعی می‌تواند باعث شود نسبت به خودتان و پارتنرتان شک کنید. چون این فرضیه در ذهن شما وجود دارد که او به ‌هرحال شما را ترک خواهد کرد. بنابراین کاملا به او اعتماد ندارید.

مشکلات والدین

اگر والدین شما مشکلاتی داشتند و محیط زندگی‌تان سالم نبوده است، می‌تواند باعث شود به‌سختی به سایرین اعتماد کنید. رفتار والدینتان در کودکی، روی درک شما از روابط و اتفاق‌های بین یک زوج، تاثیر زیادی خواهد گذاشت.

اگر والدین شما به یکدیگر اعتماد نداشته‌اند، شما نیز به‌سختی در زندگی خود به کسی اعتماد می‌کنید و حتی بدون دلیل ممکن است فکر کنید شریک زندگی‌تان به شما خیانت خواهد کرد.

تایید و تحسین نشدن

واقعا حس خوبی نیست زمانی که فردی از ما تعریف می‌کند؟ آیا چنین انتظاری را از شریک زندگی خود ندارید؟ اما اگر چنین حسی را در رابطه خود دریافت نکنید، ممکن است برایتان سخت باشد تا به پارتنر خود اعتماد کنید. چون به احساسات او نسبت به خودتان و رفتار و اعمالش شک دارید.

زیاده از حد خودراضی بودن یا بی‌توجهی

بی‌توجهی به شریک زندگی‌تان و قدردانی نکردن از کارهایی که می‌کند، می‌تواند اعتماد را از رابطه حذف کند. از طرفی از خود راضی بودن باعث می‌شود نسبت به احساسات و نیت پارتنر خود شک کنید. می‌تواند باعث شود نسبت به انرژی و وقتی که برای رابطه با شما می‌گذارند، شک کنید.

معمولا افراد نیاز به توجه و مراقبت کسی دارند که عاشق او هستند. حس بی‌توجهی و نادیده گرفته شدن در روابط بسیار بد است و زمینه را برای ایمن نبودن، شک داشتن و از بین بردن اعتماد فراهم می‌کند.

نیاز به کنترل

نیاز برای کنترل در یک رابطه می‌تواند ریشه در ترس از آسیب دیدن داشته باشد و باعث نبود اعتماد در آن شود. کنترل کردن طرف مقابلتان به او نشان می‌دهد که به او اعتماد ندارید و نمی‌تواند در کنار شما خود حقیقی‌اش باشد.

ترس از آسیب دیدن

اجازه ندهید ترس‌هایتان عناصر روابط‌تان را مشخص کنند، چون می‌توانند در نبود اعتماد در یک رابطه سهیم باشند. ترس از آسیب دیدن باعث می‌شود افراد غیرمنطقی عمل کنند. آن‌ها به علت حالت پارانوئید خود ممکن است به شریک زندگی‌شان شک کنند. دائما شک داشتن و سوال پرسیدن می‌تواند منجر به یک ازدواج ناراحت‌کننده بدون اعتماد شود.

رفتار غیرقابل اعتماد

رفتار شما سطح انتظارهای شریک زندگی‌تان را مشخص خواهد کرد و می‌تواند نشان دهد در رابطه‌تان اعتماد وجود دارد یا نه. اگر پارتنر شما رفتار غیرمنطقی و غیرمسئولانه‌ای را از خود نشان دهد، ممکن است فکر کنید در آینده نیز رفتار مشابهی خواهد داشت.

چنین رفتارهایی می‌تواند ریشه در نبود اعتماد در یک رابطه داشته باشد.

حسادت

حسادت رابطه را از اعتماد خالی می‌کند. زمانی که حسادت داشته باشید، به‌سختی می‌توانید به شریک زندگی خود اعتماد کنید. دائما ممکن است رفتار و اعمال او را زیر سوال ببرید و نتوانید به او اعتماد داشته باشید.

5/5 - (1 امتیاز)
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.